برف که می آمد
یک صدا به ساز آدم برفی می رفتیم
دختر ها یکریز برف می آمدند و
می ساختیم
از شکم های گنده شروع می شد...
گردن گم در سر شانه ها
ویک کپه ی درشت و سبک به نام سر
یکی کلاه به سرش می گذاشت
یکی ذغال چشم
یکی سبیل
یکی سیگار به دهانش می داد
سال های سال بارید و
آدم برفی ساختیم
سال های سال می بارد و
کودکان مان می سازند
یکی نیست که بگوید
چرا همه ی آدم برفی ها مردند ؟!
+ نوشته شده توسط جلیل قیصری در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت
18:30 |
